تبلیغات
فلسفه هایی برای مغز
| عمومی ,
از اونجایی که با میهن بلاگ مشکل دارم این وبلاگ به پروفایل من توی اپرا منتقل میشه. http://my.opera.com/Esikhafan/blog/
نوشته شده توسط Eike در جمعه 15 شهریور 1387 و ساعت 02:09 ق.ظ
| عمومی ,

این پست برای تشکر از یه دوست هست:

ازش خیلی وقتها کارهای عجیبی خواستم که وقتی الان بهشون فکر میکنم میبینم که کاملا احمقانه بوده برام، اما اون موقع برام انجامش داد، خیلی موقع هم خودم کارهای احمقانه ای انجام دادم که با این وجود بازهم من رو تحمل کرد.

در عوض اون هم یه سری کارهایی در برابر من انجام داد که برای من غیر قابل تحمل بود در اون زمان، ولی حالا که فکر میکنم میبینم اون کارها تا حد زیادی درست بوده.

با اینکه خیلی وقته با هم دوست هستیم اما هنوز درست و حسابی نمیشناسمش، هیچ چیزی از خودش بروز نمیده، خوب یا بد نمیدونم، ولی چیزی که برای من مهمه اینه که میفهمه، چیزی رو که من میگم میفهمه، ادای فهمیدن رو در نمیاره (جدیدا هم که اصلا اداش رو هم در نمیارن!) میفهمه و درست جواب میده از یه زاویه دیگه ای که مغز من نسبت به اون بسته بوده، همیشه سعی کردم طرز تفکر غیر خطی ش رو یاد بگیرم اما... همیشه از من جلوتر بوده، بعضی وقتها به سرشیه چیزهایی میزنه، آرزو های خیلی بزرگ که امکانش زیره ۱ دهم درصده اما هر چقدر هم که این آرزو رو دوست داشته باشه با ۱ دقیقه فکر کردن میتونه برگرده به این دنیا، خیلی وقتها هم اگه بخواد کاری رو بکنه انجامش میده و تموم میشه.... ترکیبی از یک واقع گرا و ایده آلیست.

احتمالا چند وقت دیگه کم کم از هم دیگه جدا میشیم تا اینکه یه مدت بعد کلا از هم جدا شیم، اما خوشحالم که این چند وقت رو به جای افرادی که درکشون در اندازه یه نخوده با این دوستم گذروندم!


نوشته شده توسط Eike در دوشنبه 4 شهریور 1387 و ساعت 11:08 ق.ظ
| عمومی ,

Butterflies And Hurricanes lyrics

change,
everything you are
and everything you were
your number has been called
fights, battles have begun
revenge will surely come
your hard times are ahead

best,
you've got to be the best
you've got to change the world
and you use this chance to be heard
your time is now

change,
everything you are
and everything you were
your number has been called
fights and battles have begun
revenge will surely come
your hard times are ahead

best,
you've got to be the best
you've got to change the world
and you use this chance to be heard
your time is now

don't,
let yourself down
don't let yourself go
your last chance has arrived

best,
you've got to be the best
you've got to change the world
and you use this chance to be heard
your time is now

-------------------------------------------------------------------------------

============

------------------------------------------------------------------------------

Starlight lyrics

Far away
The ship is taking me far away
Far away from the memories
Of the people who care if I live or die

Starlight
I will be chasing the starlight
Until the end of my life
I don't know if it's worth it anymore

Hold you in my arms
I just wanted to hold
You in my arms

My life
You electrify my life
Let's conspire to ignite
All the souls that would die just to feel alive

But I'll never let you go
If you promised not to fade away
Never fade away

Our hopes and expectations
Black holes and revelations
Our hopes and expectations
Black holes and revelations

Hold you in my arms
I just wanted to hold
You in my arms

Far away
The ship is taking me far away
Far away from the memories
Of the people who care if I live or die

And I'll never let you go
If you promise not to fade away
Never fade away

Our hopes and expectations
Black holes and revelations
Our hopes and expectations
Black holes and revelations

Hold you in my arms
I just wanted to hold
You in my arms

I just wanted to hold

دو تا Single از گروه Muse که به بعضی چیز ها اشاره دارن.

انشاا..ه! اگه وقتی بشه خودشون رو هم براتون آپلود میکنم (خودم از تورنت گرفتم)


نوشته شده توسط Eike در سه شنبه 22 مرداد 1387 و ساعت 09:08 ق.ظ
عکس | عمومی ,

زیبایی؟!


نوشته شده توسط Eike در سه شنبه 22 مرداد 1387 و ساعت 08:08 ق.ظ
عشق و نفرت | عمومی ,

عشق و نفرت

شاید شما هم شنیده باشید که میگویند عشق چه قدر به نفرت نزدیک است، اگر کمی دقت کنید متوجه میشوید با اینکه در ظاهر بسیار تفاوت دارند اما در حقیقت یکی هستند و یا حداقل منشا یکسانی دارند.

انسانی که عاشق است دیگر نقاط ضعف معشوق را نمیبنید فقط برای او عشقش مهم است، کسی که از چیزی یا فرد دیگری نیز نفرت دارد دیگر نسبت به دیگر خوبی های او چشم بسته میماند، برای او نیز فقط از بین بردن مهم است.این دو احساسی هستند که در آن انسان نسبت به حقیقت کور میشود، خوبی و بدی را مشاهده نمیکند تنها چیزی که باقی میماند همان نفرت و عشق است. فقط به آن چیزی که به آن عشق یا نفرت میورزیم و باقی میماند، هدف زندگی میشود حال یا وصال به او یا مرگ او!

عشق چیزی بیش از لذت بودن با معشوق نیست، نفرت هم چیزی بیش از لذت نبودن با منفور نیست.

این احساس ها به نوعی مطلق را در زندگی انسان به وجود می آورند همانطور هم که میدانیم هیچ چیزی در زندگی مطلق نیست و در نتیجه هر دو این احساس ها انسان را نسبت به محیط اطراف و واقعیتها کور میکنند.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

بعضی ها شاید به این عقیده باشند که عشق بسیار قوی تر از نفرت است، ولی چیزی که اکثر افراد از نفرت در ذهن دارند خیلی پایین تر از نفرت واقعی است (چیزی که من به خاطر اینکه از اشتباه گرفتن جلوگیری بشه بهش H8 میگم) چیزی مثل دوست داشتن و عاشق بودن رو در نظر بگیرید، H8 هم به همین اندازه از نفرت معمولی قوی تر هستش.


نوشته شده توسط Eike در دوشنبه 21 مرداد 1387 و ساعت 07:08 ق.ظ
برهان اثبات وجود خدا | عمومی ,

برهان ساعت ساز: (Watchmaker)

این برهان بیان میکند که هر نظمی نیاز به سازنده ای دارد و با وجود نظمی که در این جهان وجود دارد باید خالقی برای آن متصور شد که این نظم را ایجاد کرده است.

رد این برهان : (Blind Watchmaker)

این برهان با توسل جستن به اینکه در دنیا بسیاری مشکل در خلقت مشاهده میشود و بسیاری از حیوانات و بعضی مواقع انسانها مشکلی در ساختار بدنی خود دارند میگوید که این دنیا چندان هم با نظم نیست، پس به نظر نمیرسد که ساعت سازی وحود داشته باشد و همه چیز بر اساس انتخاب طبیعی پیش رفته است تا به تکامل برسد.

یکی از

 

نتیجه

: اینکه به خدا باور داشته باشید یا نه به خودتان بستگی دارد، اما دقت داشته باشید که نمیشود وجود خدا را اثبات کرد و همچنین بر عکس، و این همان دلیلی است که این قضیه را این چنین مهم ساخته است، اگر میشد که یکی از این دو را اثبات کرد دیگر نیازی به تفکر در این زمینه نبود مانند اینکه 2*2=4 در حالی که اگر این کار را نمیتوانستیم انجام دهیم اینکه جواب 2*2 چند میشد مسئله مهمی میگردید.


نوشته شده توسط Eike در دوشنبه 21 مرداد 1387 و ساعت 07:08 ق.ظ
تناسخ | عمومی ,

جدیدا با پائولو کولیو یه عقیده ای به اسم  تناسخ مد شده، به دفعات زیاد از خیلی ها این عقیده رو شنیدم، ولی تا قبل از امشب نظر خاصی در موردش نداشتم. امروز به یه مطلبی بر خوردم، یه نگاهی بهش بندازید:

من تناسخ را قبول ندارم!

کدام منطق می تواند تناسخ را قبول کند ؟

اگر ما در یک چرخه باطل می گردیم تلاش ما چه معنایی پیدا می کند؟

تفاوت مرگ و خود کشی چه می شود؟

تفاوت آنکه ما انسان خوبی باشیم یا بد چه می شود؟


اصلاْ معنا و مفهوم آفرینش چه می شود؟

بگذارید بگویم تناسخ از کجا پیش آمد تا متوجه این خطای بزرگ احساسی بشویم:

انسانها زندگی می کردند، تلاش می کردند و دائماْ در حال زحمت بودند، اما هیچ عدالتی وجود نداشت آنکه بیشتر زحمت می کشید کمتر داشت. رعیت از صبح تا شب کار می کرد و کار اما هیچ گاه اندازه ارباب نداشت. جوان عاشق دختر ارباب بود اما نمی توانست او را داشته باشد حتی از گفتنش هم بیم داشت. مادر در فکر لحظه ای بود که بتواند آسوده بخوابد اما هرگز آنرا نداشت و ....

شب شده بود همه آماده خوابیدن شده بودند و همه در فکر آرزوهای خود. مدتی گذشت و همه از آن همه خستگی ناراحت بودند و همه فکر می کردند که چرا نباید جای آن بالایی ها باشند. چشمانشان را روی هم گذاشتند یادشان افتاد یکی پادشاه است و دیگری شاهزاده و آن یکی ملکه!!!!


آری این آرزوی دوران کودکیشان بود که دیگر فراموش کرده بودند و حال فکر می کردند که قبلا آن بوده اند.


امروزه علم روانشناسی ثابت کرده است آن چیزی که ما در دوران بزرگ سالی فکر می کنیم که زمانی آن بودیم چیزی جز کودک درونمان نیست. کودک درون ما همان آرزوها و بازی های دوران کودکانه ماست نه هیچ چیزی جز آن.


در دنیای مدرن امروز نیز که گرچه راحتی را برای جسممان به ارمغان آورده ایم اما از آنجایی که دیگر روح ما آرامش ندارد در تکاپوی حسرت آمیز برای رسیدن به این آرامش به یاد کودک درونش یعنی زمانی که در آرامش به سر می برده می افتد و انسانهایی که آن کودک درونشان را فراموش کردند فکر می کنند زمانی واقعاْ آن بوده اند.


باور کنید جز کودکیمان هیچ گذشته دیگری نداریم و جز همین یک بار زندگی آینده ای نداریم.


من از مکاتب بودایی و آیین ذن چیزی نمی دانم اما این را به خوبی می دانم هر ۳ دین الهی اسلام و مسیحیت و یهود تناسخ را رد کرده اند.


همانطور که قبلاْ هم ذکر کردم علم روانشناسی هم آنرا رد کرده و حتی علت باور به این فلسفه نادرست را مشخص کرده است.


منطق نیز به هیچ عنوان نمی تواند آنرا بپذیرد چون هزاران سوال بی جواب و نقض کننده اصل مطلب، در آن میابد.


بیایید لحظه ای درنگ کنیم و صادقانه و با شجاعت فکر کنیم و در مورد فلسفه تناسخ بیاندیشیم، کدام عقل می تواند آنرا قبول کند؟ و به کدام دلیل؟

منبع

یه نظر هم داشت:

به نظر تو گناه یه بچه ی ۷و۸ ساله چیه که اسیر سرطان میشه؟میمیره یا هزار چیزه دیگه؟
این معنیش چیه؟
مگه ما نمیگیم هر چی تو این دنیا درد و رنج بکشیم جزای گناهامونه؟
یه بچه ی ۷و۸ ساله گناهش چیه؟
پس یه تناسخی بوده و هست و خواهد بود...

جواب این نظر داده نشده، حالا شما اینها رو داشته باشید و یه کم بهشون فکر کنید تا فردا من جواب این نظر رو بدم.


نوشته شده توسط Eike در یکشنبه 20 مرداد 1387 و ساعت 11:08 ق.ظ
دانش | عمومی ,

تا به حال به این فکر کردید که تعریف کلمه دانش چیه؟

به عکس زیر یه نگاهی بندازید:

این عقیده افلاطون هست که ما به یه سری چیز ها عقیده داریم و بعضی چیز ها هم حق و درست هستند در اشتراک اینها یه قسمتی به اسم دانش وجود داره.

توی این عکس توی قسمت اشتراک علاوه بر دانش یه قسمت دیگه هم وجود داره (رنگ بنفش) که این رو در آینده توضیح میدم که چطور ممکنه یه چیزی هم درست باشه و هم ما بهش باور داشته باشیم و در عین حال دانش ما نباشه.


نوشته شده توسط Eike در یکشنبه 20 مرداد 1387 و ساعت 10:08 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ + + + عکس+ عشق و نفرت+ برهان اثبات وجود خدا+ تناسخ+ دانش+ اراده آزاد و جبر و اختیار+ آخرین سوال+ دنیای شبیه سازی شده+ + برهان شر+ زندگی+ Starlight

صفحات: 1 2